مواظب دنیای هزار چهره باشیم

آورده اند که روزی حضرت عیسی نبی علیه السلام  دنیا را دید بصورت عجوزه که قدش خمیده و چادر رنگین بر سر انداخته و یکدست خود را به حنا خضاب و دست دیگر بخون آغشته کرده است.

عیسی فرمود چرا پشتت خمیده ؟ دنیا گفت ازبس که عمر کرده ام.

عیسی فرمود که چرا چادر رنگین بر سرداری ؟ دنیا گفت: تا دل جوانان را به آن فریب دهم.

عیسی سوال کرد که چرا بحنا خضاب کرده ای ؟ دنیا گفت: الحال شوهری گرفته ام .

عیسی فرمود که چرا دست دیگرت به خون آغشته است؟ دنیا گفت:الحال شوهری کشته ام .

دنیا عرضکرد یاروح الله عجب این است که من پدر می کشم پسر طالب من میشود، و پسر میکشم پدر طالب من میشود ، و عجب تر اینکه هنوز هیچ کدام بوصال من نرسیده اند و بربکارت خود باقی هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *