راهنمای بشریت

حضرت امام حسین علیه السلام راهنمای بشریت
مقدمه
سپاس بی قیاس خالق هستی را سزاواراست،که ازالطاف بی منتهایش جهانی را پا به
جاست .که اگرنظرش آنی بردارد تمامت هستی به نیستی می گراید..
خداوندی را سزاوار است که نعمتهای بی پایان بی آنکه منّتی نهد، به بندکانش بخشید.
حمد و سپاس خداوندی را سزاوار است ، که مَالک یوم الدین و الرحم الرّاحمین است،
پس برای شکرش به پا خیزیم که فرصت شکرش نعمتی است بی پایان که از لطف و
کرمش روزیمان کرده ، پس جهت عبادتش قیام کرده ثنایش گوئیم ، و در راه هدف
آفرینش که به او رسیدن است گام بر داریم . و از مکر شیطان رجیم که دائم در کمین
است دوری جسته وآگاه باشیم که شیطان درجلد آدمها وارد میشود تا آدمی را ازراه
راست باز دارد. پس به راه ثوابش عمل کرده تا به بهشت نعیمش داخل شویم.انشاالله.


واما بعد:بارخدایا برمحمد مصطفی صلی اله علیه واله،که خاتم پیامبران وسیّدرسولان
و براهل بیت پاک و پاکیزه اش درود فرست ، و همه ای آنهائی که از اهل بیت او به
امامت برگزیده ای همگی معصومند و برای برپائی دینت قیام کرده و به ماندنش از
مال وجان خود گذشتند که دین مبین واحکام اسلام زنده بماند ،تا روشنی راه پیروان
آنحضرت محمد{صل اله علیه وآله وسلم}وجویندگان حق وعدالت ویکتا پرستان باشد.
ازابتدی آغازآفرینش تا امروز اتفاقات تلخ وشیرین، ماجراهای عبرت انگیز، انسانهای
دانا و نادان، درگنجینهء تاریخ بسیارو بی شماراست. تاریخ وگذشتهء هرقومی که به
نحوی نقل شود تصویریست ازگذشته آن قوم و بیان گرعزت یا ذلت آنها ، هرامتی که
خلق شود و در دنیای بشری زندگی کند و بعد از چندی جان بجان آفرین صبحان پاک
تسلیم کند،ودرجهان دیگری ساکن وابدی جای گزیند ، که البته هم انتخاب آن جهان به
این جهان بستگی دارد . هرشخصی که دراین جهان زندگی کرده حتماً تنها نبوده ، و با
گروهی ازمردم که همجنسان خودش هم بوده اند زندگی می کرده است وامروز دلیل و
شاهد آنها برای بودن در جامعه ای مردمی و داشتن خاطره ای بد یا خوب گواه تاریخ
است که به وسیله مورخان و نگارندگان تاریخ ثبت شده ،و درسینهء گذشت زمان می
ماند. واگرکه گواه تاریخ درمورد آنها همراه باشد با مردانگی و آزادگی برای آن قوم
افتخاریست که برای بازماندگان آنها به جا مانده است ، و بعد از گذشت قرنهای طولانی
عزت وفهم و دانائی ملتی یا قومی را نشانگر است که ، تصویر روشنی از خود به جا گذا
شتند. در این صورت یاد و نام آنها با احترام یاد شده و برای نسل امروزی که ازتبارآن
قوم باشند افتخاریست بس بزرگ. واگر که با نا مردانگی ها ، زورگوئی ها، ستمگریها و
خیانت ها همراه باشد ، برای فرزندان آن قوم جز ذلت وخواری و سرخوردگی ، نا فهمی
ونادانی چیزی دیگری را به جا نگذاشتند.
گذشت زمان ونقل تاریخ جزشرمندگی برای بازماندگان ازنژاد آن قوم نداشته ونخواهد
داشت. درگ وفهم تاریخ یعنی یافتن خود و شناختن گذشته گان و زندگی کردن با آنها،
بودن با ستم دیدگان ودانستن حال ستم کشیدگان ،بودن درلابه لای تاریخ وزندگی کردن
با قوم ها ، نژادها و باور کردن آنها ، لابه لای تاریخ اعراب پُر است از ماجراهای تلخ و
شیرین، با بررسی آنها می توان درشناخت قوم اعراب به نکته های باریکی رسید.
اتفاق های که درتاریخ اعراب رخ داده و به فهم و دانائی به انجام رسیده باشد بی شمار
است.شخصیت های عالم و دانشمند، و دانشمندان ممتاز را در جامعه ای اعراب نمیتوان
نادیده گرفت ، اما به جهت اینکه دنیای اعراب بزرگ است انسانهای دانا و توانا تعداد
کمی را ازمیان جامعه ای اعرابی را دارا می باشند.
رویدادهای شیرین و ماندگار در صفحهء تاریخ نیز در میان ملل اعراب بسیار است.
اما در کتاب گذر زمان و در سینهء تاریخ پیدا نخواهیم کرد ماجراءی را که بالاتر و
بزرگتراز واقعه ای عاشورا باشد ،که بیانگرجهل ونادانی قومی ستمگر وستم پیشه که
با تمام نامردی ها امامی را به قتل برسانند . درحالی که برای ملت اعراب جُزعزت و
دانائی وآبادانی آخرت و پُر رونقی دنیای شان چیزی دیگری را نمی خواست و به هیچ
چیزی غیراز ایمان وعظمت قوم اعراب وامت رسول خدا فکر نمی کرد.
یقیناً درهیچ جائی ازاین دنیای بزرگ پیدا نخواهیدکرد که ملتی رهبری را به امیری خود
دعوت کنند و به دعوت خود نیز اسرار ورزند ! و تا جائی که درحدود دوازده هزار نامه
بنویسند ، که هر نامه شامل دو یا سه یا چهار امضاء بود. و بعد از آنکه امام تصمیم به
خروج از وطن کرد و به خیلی از نامه های رسیده جواب مثبت داد . و اما با شمشیرهای
برنده و با تیرهای زهراگین به استقبالش لشکر کشی کردند،وبعد از این که به شهادتش
رساندند، واهل وعیالش را که اهلبیت رسول شان بودند را به اسیری بردند تا افتخاری
باشد نزد امیر ستم گرشان . امیری که ازکودکی راه به خطا می رفت، و راه راست نمی
شناخت.و درحال مستی اقامه نمازمی کرد،وامامت نمازشان می نمود با آنکه بول هوس
وخطا کاربود مردمان را در نا آگاهی ودرگمراهی نادانی نگه داشته بودند تادر خاموشی
مردم به شب نشینی ها وشهوترانی های خود مشغول باشند. تا بتوانند به افتخارات خود
واجداد شان بیافزایند.مردمی که درزیر چنین پرچمی تعلیم آموزند چه باک ازکشتن امام
عادل و چه باک ازرفتن به راه خطا . امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام نسبت به این
گروه از اعراب فرموده بود : اینان اهل بیتی را که مامور بودند احترام کنند ترک کردند و
بنای خلافت و ولایت را از ریشه تغییردادند ودرجای دیگری بنا نهادند.
تاریخ گواه است مردانی که با شمشیرهای برنده به استقبال پسر پیامبر خدا شتافتند و
بعدازقتل وی روی سینه اش اسب ها بتاختند ! هریک نامه ای به امام (ع) نوشته بودند
که ای اماما : دین و آخرت ما در خطراست، ای فرزند رسول اگر تو بیائی بیاریت می
شتابیم و در کنار تو با دشمنان خدا خواهیم جنگید . و به این کار خود بسیار پایداریم.
امابعد ازاینکه امام را به کربلا هجرت دادند همگی باتیغ های تیزبرنده،وقلب های سنگین
و شکننده به استقبالش رفتند تا در کشتنش دشمنانش را یاری نمایند.
آری آن قوم به حمایت ازرهبر وامام ظالم ،راهبری دانا و آگاهی را کشتند که او را خوب
می شناختند واز اندیشه و تفکرش آگاه بودند.وبه راستی که اوحافظ قرآن، وبهترین عمل
کننده به احکام خداوند متعال بود. وآن قوم نادان زیرسایه درخت زهرآگین جهل ونادانی
فریب شیطان را خوردند.وامام خویش را باسخت ترین ضربات به شهادت رساندند،واهل
عیالش رابه اسیری بردند.ماجراهائی که دردههء هفت قمری روی دادصفحۀ تاریخ اعراب
را به سیاهی کشاند،ونشان دادند که برای همیشه آمادگی دارند،زیرسلطهء استعمارگران
بیکانه و پادشاهان زورگو و طوغیانگر ، درجهل و جهالت ابدی زندگی کنند . و امروز نیز
همان اعراب دههِ هفت ، تن به خواری وذلت داده در زیرپرچم استکبارجهانی صهیونیسم
یهودی وامریکای جنایتکاردرآمده ، وچشم خود را به روی ظلمی که بر مظلومین جهان به
خصوص ملتهای مظلوم[ فلسطین سوریه لبنان عراق افغانستان مسلمانان پاکستان، میان
مارونسل کشی مسلمانان آفریقایی ومردم مظلوم فلسطین،یمن وخیلی ازگروهای اسلامی
به خاطر این که شیعه هستند، و با افکار آنها مخالف] روی میدهد بسته اند،و با یک آفرین
استکباری حاضرند هزاران حق راناحق نشان دهند.ودرزیرپرچم اسلامی پنهان شده تا به
عیش وخوشگذرانی چند روزی خودشان مشغول شوند.مولای متقیان امیرمومنان حضرت
علی علیه السلام درمورد چنین اشخاصی فرموده است. { ای مرد نمایانی که مرد نیستید
کودکان بزرگ سال نما، با اندیشه های نوعروسان دوست داشتم شماراندیده بودم ونمی
شناختمتان بخدا قسم شناختن شماغیرازپشیمانی وغصه برای من نیاورد، مرگ برشما،
قلبم را مالامال از چرک و خون کردید ، سینه ام را از غیظ انباشته ساختید، با هرنفسی
که درمی آورم جرعه، جرعه غصه های شما را می نوشم نظر مرا با مخالفت وکارشکنی
نابود ساختید.
یعنی همیشه مخالف اسلام بودید، و ترس ازاندیشه های نو، و تابناک اسلام شما را نگران
وناراحت کرد.اسلام وسیاستهای اسلامی را درمقابل حکومتهای خود میدانستند.حکومتها
همیشه سعی درخفقان نگهداشتن عالمان روشن بین و دانشمندان اسلام شناس را داشتند.
چون میدانستند که دانشمندان آگاه یعنی جامعه ای آگاه، وجامعه ای که آگاه باشد مخالف
است باحکومتهای ظالم ودیکتاطوری.
درطول تاریخ بشریت ملتهای بودندکه می خواستند رهبرخود را ازمیان بردارند و ازبین
ببرند وگاهی موفق هم شده اند لکن فرق آنها با اعراب شصت ویک بسیارومتفاوت است.
آنها رهبروامامی را می کشتند که به رهبری خود قبول نداشتند ،و مخالف آئین یا اهداف
خود میدیدند اما اعرابی که فرزند رسولشان رابه شهادت رساندند اورا می شناختند وبه
امامت خود دعوت کرده بودند و می دانستند که پیامبرشان گفته بود.
{ حسین منّی انَا مِن حسینی}وحسین (ع) نیزچون دیگر رهبران نبود. نه سعی درگمراهی
مردم را داشت ونه مخالف دین و آئین مردم و احکام الهی بود.وهمیشه درترویج اسلام
و احکام خدا بود. بهترین ازامرکنندگان به معروف و نهی کننده ازمنکرات ، وعالمترین از
رهبران زمان خود بود. و بهترمی دانستند که برای امامت و رهبری دنیا و دین شان جز
امام حسین ابن علی علیه السلام هیچ کس شایسته و سزاوارترنیست. اما آنها حسین (ع)
را سرمی بریدند ودرآن حال می گفتند که{سنان ابن انس لعنه الله علیه} بود که می گفت:
به خدا من سرت را جدا می کنم! با آنکه می دانم تو فرزند رسول خدایی و بهترین ازنظر
پدرو مادری،آری آنها امام خود را سرمی بریدند.و روی سینه اش اسب ها می راندند در
حالی که او را می شناختند. آنها با جهل ونادانی دین خود را به دنیای دیگران فروختند،و
فریب لذتهای دنیای فریب کار، و به ظاهرزیبا ، زودگذر وفانی را خوردند. تا لعن ونفرین
ابدی برای خود ثبت نمایند.راهنمای دنیا وآخرتشان را ازدست دادند بی آنکه فکراساسی
کرده باشند،و بجای اینکه با بزرگان دین خود، آنهائی که قرآن وآخرت را برای دِرهَم و
دینارنفروخته بودند مشورت نمایند، تسلیم اوامر پادشاه بی خردی چون یزید ابن معاویه
ابن ابی سفیان علیه اللعنه، وآدم قولدور و خبیثی چون عبیدالله ابن زیاد علیه اللعنه شدند .
آری نفهمیدند که کُرنش را باید درمقابل پادشاهی انجام داد که،ازهرلحاظ لیاقت پادشاهی
امت محمدابن عبداله صلی الله علیه وآله وسلم را داشته باشد.
آیا رهبری که درمقابلش تعظیم می کنند،واطاعتش می نمایند آنها را به راه راستین خدای
هدایت خواهد کرد یا نه ؟ آیا قدرت و توان هدایت و راهنمائی اعرابی که هنوز به حد بلوغ
فکری جهت تشخیص راه ثواب ،از راه ناثواب را ندارند ،دارد یا نه؟آیا قدرت تفکر ووجدان
کاری در مسائل و امور مسلمین را دارد. یا نه ؟ آیا دانش و قدرت شناخت او از اسلام
جهت حفظ و گسترش آن به حد کافی هست ، یا نه ؟ و ده ها دارد و نداردهای دیگری که
اعراب دههء هفت، درفهمیدن وقضاوت کردن به آن ، عجله کردند . تا جائی که تصمیم آنها
مسیردین مبین اللهی وحکومت نبوی را تغییرداد . واسلام را به دست بیگانه از آن سپردند
درهرزمان ازتاریخ بشریت ممکن است اینگونه تصمیم گیریهاپیش آید،آنوقت استکه مردم
یک جامعه ای بیداروآگاه با یک تصمیم درست وآگاهانه می توانند مواظب باشند تا اسلام
و دین محمدمصطفی صلی الله علیه وآله وسلم به دست اشخاص غیراسلامی ونا آگاه از
اسلام وقوانین مقدس اسلامی نیفتد.
اماهدف از این نوشته ای که دربرابرچشمان شماست مقتل نویسی نیست،بلکه می خواهم
برداشتی صحیح ودرستی را از واقعه ای عاشورا را بیاد آوریم،واطلاع حقیقی ازفکرهائی
که واقعه ای عاشورا را بوجود آورده بودند داشته باشیم. و شاید به نظر چنین رسد که ،
مخواهم برای شما مطلبی را یاد دهم،اما چنین منظوری ندارم بلکه میخواهم یاد آورشویم
و بیاد آوریم که ، چگونه تفکرهای غلت و اشتباه واقعه ای عاشورا را بوجود آوردند، و
قرنهاست ملتهائی را غمگین ودل شکسته کرده و مهمترازهمه درمسیرتاریخ تغییر افتاد.
وحکومت اسلامی نیزبدست گروهی افتاد که سزاواررهبری وپادشاهی مسلمینرا نداشتند.
عاشورائی که باآن همه هُضن و اندوه به وجود آمد عبرتها وپندها نیزدارد ، که باید توجه
کافی وهمه جانبه ای را دربررسی واقعه ای عاشورا و رویدادهای دههء هفت هجری قمری
به عمل آورد تا علت به وجود آمدن چنین حادثه ای بیشترآشکارشود.
ومهم این است که ،عاشورا عاشورا، و شیعه عاشورائی بماند.ولی متأسفانه چنین به نظر
می رسد که بعضی ازکارها و رسم های غلت و اشتباهی که در ماه محرم خصوصاً در
دهه ای اول و روزهای تاسوعا وعاشورا انجام می گیرد. باعث خواهد شد آن عاشورائی
که حسین ابن علی علیه السلام واصحاب پاکش آفریدند و اهدافی که داشتند کم رنگترشده ،
وجایگزینش را تعدادی ازکارهای قبیح وعقب مانده ، پاره ای ازخرافاتی که،هم عمل به آنها
گناه است وهم موجب سُست شدن عقاید شیعه ومنجر بضعف مذهب اثناعشری نیز خواهد
شد.امید است که دانشمندان متعهد به اسلام خصوصاً علماء شیعه، واعظین ، شعرا، مداهان
اهل بیت علیه السلام وهمه ء آن کسانی که سرکاری با مسائل فرهنگی دارند توجه داشته
باشند که پاره ای از خرافاتی که درماه محرم انجام می گیرد. ازطرف عده ای منافق دین و
مخالف مذهب شیعه دوازده امامی بوجود آمده و با ظرافت خاصَی نیزانجام می گیرد.هدف
واهدافش مبارزه باعاشورای حسین (ع) است. عالِم و شیعهء اثناعشری باید مواظب باشد
درمسیرچنین خرافاتی قرارنگیرد وتلاش کندبه هروسیله ممکن درگسترش فرهنگ صحیح
عاشورائی جهاد نماید.انشاالله
پیش گفتار
حمد وسپاس بی پایان پروردگارعالمیان راسزاواراست.که برای هدایت آفرینش وراهنمائی
بشربه صراط المستقیم ،پیامبرانی را فرستاد تا بشررا ازراههای پُر پیچ وخم وتاریک، براه
روشن ومستقیم خدا پرستی هدایت ودعوت نمایند. وسپاس خدای مهربان را که برای ادامه
راه انبیاء پیشوایان وامامان معصومی را برگزید.به راستی نه تنها ازپیامبران درشناساندن
دین خدا، کم نداشتند بلکه گاهی دربسیاری ازجاها و امتحانها جلوترو سربلند تر از بعضی
پیامبران خدا نیز بودند . به قدرت می توان گفت که قیام امام حسین علیه السلام که علیه
استبداد وامپراطورهای ظالم وفسادگر بود.درزمان هیچ یک ازپیامبران خدا رخ نداد باآنکه
هم پادشاهان بزرگ وظالم فسادگر بودند ، وهم مردمی که به پیروی ازحکومتهای دنیوی
روز به روز از خدا دور می شدند. یعنی درزمان بعضی از پیامبران نیز چون زمان امام
حسین علیه السلام بود که باید قیام می کردند اما نکردند به این دلیل که تاوانی که امام
(ع) پرداخت کرد هیچ کدام ازپیامبران نمی توانستند بپردازند.قیام امام حسین (ع) نهضتی
بود دنیا را متوجه اسلام کرد تا بدانند اهداف اسلامی و قرآنی ارزش فدا شدنها و فدا
کردنهای یار و انصارخود را دارند. آری شیعه می تواند با افتخار تمام به قیام خونین
عاشورا ببالد. ومی تواند شهدائی را که درروزعاشورا به شهادت رسیدند و ازجان و مال
خود درراه امام خویش گوتاهی نکردند را الگوی خود سازند.آری آنها به بالا ترین درجه
انسانی که شهادت در راه خداست نائل آمدند، و چون راه شان اطاعت ازرهبری الهی بود.
اطاعت ازرهبری که راه و هدف او خدائی باشد،سرانجامش انسانی زیستن وبخدا رسیدن
خواهد بود . وهمچنین می دانستند که بزرگترین اهداف امام حسین علیه السلام امر به
معروف ونهی ازمنکرات بود.باید به این نکته مهم توجه کردکه امام حسین (ع) نیز همانند
ما انسان ها بشر بود که توانست به عالم عرفانی رسد و خدا را ببیند و خدائی شود تا
تا جائی که به راه دوست و جهت برپائی اسلام و ماندنقرآن و شریعت جدَش قیام کند
و قربانی شود، و با ریخته شدن خون خود و یارانش دین اسلام که آخرین دین آسمانی
است پا برجا بماند.
پیدایش شیعه
خدای عزوجل ازسر آغاز عالم هستی و خلقت آدم ابوالبشر (ع) دین واحدی را برای
بشریت بر گزید و به رهبری آن پیامبرانی بر هراُمتی مبعوث کرد . و از میان آنان نیز
کسانی را بزرگ داست و صاحب علم و مقامی نمود، و با کتابی فرستاد . کتابی آمد در
میان مردم محترم شد، ورسولی با کتاب دیگرآمد وبا کتاب محکمتروقوانین قوی و دلیل
پسند آورد وکتابش محترم گردید، وهر کتابی که می آمد از کتاب پیشین محکم و دقیقتر
وقوانین آن نیز تازه تر می شد . و این قانون خدا بود که برای ترقی وخودسازی بشر
لازم وضروری بود. قرنها می گذشت پیامبرانی با کتاب هائی می آمدند و می رفتند و
بعضی از آنها نیز برای خود وصی و ولی داشتند تا دین و آئین آنها را در میان پیروان
خود رهبری و جهت گرایش دیگران به دین تبلیغ نمایند . و زمان همین طور سپری می
شد خیلی وقت بود که پیامبری نمی آمد . مردم در فلاکت و بدبختی و بت پرستی
روزگار می گذرانیدند. ناگهان از بلاد عرب ،مکانی که بت پرستی و دختر کُشی فساد به
غلامی اخلاقی بی چیزان و تنک دستان جامعه،وقشرضعیف مردم محکوم بودند وکنیزی
کردن . نا گاه سیَدی از پاکان عرب گفت : اِنَی رسول الله و کتابی آورد ، و آن کتاب گفت:
{اِنَّ هذَا القُرانَ یَهدِی لِلّتی هِیَ اقوَمُ } (همانا این قرآن آدمی را به استوارترین و مستقیم
ترین طریقه رهبری میکند.)۱
ودر آیه ای دیگر فرمود:
{ المر تِلْکَ آیََاتُ اَلْکِتََابِ وَ اَلَّذِی أُنْزِل َ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّک َ اَلْحَقُّ وَ لََکِنَّ أَکْثَرَ اَلنََّاسِ لاَ َ یُؤْمِنُونَ‏}
این است آیات کتاب خدا وقرآن که به حق وراستی بر تو از جانب پروردگار نازل گردید
ولیکن اکثرمردمان به آن ایمان نمی آورند.)۲
آری کتابی آورد که روشن تر از همه ای کتابها ی آسمانی بود . و آورنده اش آخرین
پیامبر خدا بود . و حضرت علی علیه السلام را نیز ولی ، و وصی خود خورند . و خدای
مهربان نیز با این انتخاب دین خود را کامل کرد و این آیه نازل شد: { الیوم اکملت لکم
دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا } ( امروز دین شما را به حد کمال
رسانیدم و نعمت خویش بر شما تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است برای تان
برگزیدم)۳
ودرآن کتاب آمد که{ واطیعوااالله والرسول لعلکم ترحمون }( ازحکم خدا ورسول اوفرمان
برید باشد که مشمول رحمت ولطف خدا شوید)۴.ورسول هم گفت:{انی تارک فیکم الثقلین
کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یرد اعلی الحوض من تمسک بهما نجی و من
تخلف عنهما فقد هلک ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا } ( یعنی به درستی که میگذارم
درمیان شما دو چیز بزرگ را که کتاب خدا وعترت واهل بیت من اند.واین هر دو هرگز از
هم جدا نمی شوند تا درکنارحوض کوثر برمن وارد شوند. هرکسی توسل وتمسک به آن
دو بنماید پس به تحقیق نجات یافته است و هر کسی ازآن دو دوری نماید پس به تحقیق
هلاک شده است کسیکه تمسک به آن دو نماید هرگز گمراه نخواهدشد)۵
شیعه یعنی پیرو دین حضرت محمد مصطفی صل الله علیه وآله وسلم)پیرو، ولی، و وصی
او حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام . اولین اسمی که بر پیروان دین مقدس اسلام نام
نهاده شد توسط حضرت رسول اکرم (ص) بود که شیعه نام فرمودند. مرحوم فضل بن
حسن طبرسی ره نویسنده قرن ششم در کتاب مجمع البیان فی تفسیر القرآن به نقل از
کتاب شواهد التنزیل حاکم حسکانی ، آورده است که : { از یزید بن شراحیل انصاری
کاتب ومنشی حضرت امام علی علیه السلام روایت شده که گفت شنیدم علی علیه السلام
میفرمود : حدیث کرد مرا رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالیکه بسینه من تکیه کرده
بود فرمود ، یاعلی آیا نشنیدی قول خدای عزوجل را ، اِنَ الذین آمنوا و عملُو الصالحات
اولئک هُم خیرُ البریّه ، ایشان تو، و شیعیان تو هستند میعاد من و شما کنار حوض کوثر
است آن گاه که تمام امت ها برای حساب جمع شوند . شما را می خوانند درحالی که
چهره های شما نورانی و زیبا است، و درکتاب مذکور از مقاتل بن سلیمان ازضحاک از
ابن عباس در قول خدا، هُم خیر البریه روایت کرده که این آیه در باره علی علیه السلام
وخاندان اونازل شده}۶
وصاحب المیزان عین همین حدیث را ازکتاب تفسیر برهان آورده است .
مردانی چون سلمان فارسی ، ابوذرغفاری ، عمار یاسر و دیگران نیز با این اسم مشهور
وشناخته شدند .و حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نیز اولین امام شیعیان و آنها هم
یار و پیرو، حضرت علی (ع) بودند. و خدا رسول خود را سفارش کرد، و رسول هم کتاب
واهل بیت خود را سفارش کرد. که برگزیده آنها سیزده بود. و فاطمه (ع) دختر رسول
خدا یکی از آنها بود ،و دوازده تن از آنها هم به عنوان امام امت خویش،یعنی راهبراسلام
آخرین و برترین دین خداوند یکتا بود. و هر یک ازآن دوازده که دارای تمامی خصایص
یک انسان کامل بودند برگزید شدند.و به پیروان آنها هم شیعه ای اِثنا عشری نام نهادند
و بجهت اینکه حضرت امام جعفرصادق علیه السلام برای گسترش علمی و دینی آن تلاش
فراوان نمودند بانام مذهب جعفری نیز مشهور گردید،
آفریدگار بی همتا اسلام را آخرین دین و حضرت محمد امین صلی الله علیه وآله وسلم را
آخرین پیامبر برگزید ، و خداوند متعال ، و رسول اکرم صلی الله علیه وآله ، امام علی علیه
السلام و یازده نور از ثلاله پاک حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله
علیه را بر گزیدند، ونشان عزتمندی شیعیان را دوستداری از اهل بیت رسول خدا قرار داد.
و همهء ائمهِ اطهار علیهم السلام شیعیان را دوست می داشتند . و می ستودند و به شیعیان
راستین مژدهء ورود به بهشت وآزادی ازآتش جهنم را داده اند،
بدان که مذهب شیعه در میان سایر مذاهب و ادیان الهی برای خود جایگاهی دارد ستودنی،
مذهب شیعه شریعت اسلام را به طور قاطع عانه و با قدرت منطق و دلیل علمی، با تکیه به
علم الهی بیان میکند،چنان قدرتی دارد که میتواند با انجام اعمالی آدمی را از خاک به افلاک
برساند وخدائی سازد ، در یچه ای نو، بر روی آدمی باز می کند تا جائی که پیروانش را
بسوی آرامش دنیوی وبهشت برین سوق میدهد ازنیستی هستی ایجاد می کند و در هستی
به اوج آدمیت می رساند ، هرنوری که ازعلم ائمه اطهارعلیهم السلام ایجاد شود می تواند
گره گشای گره ها باشد . هر مسلمانی که خودش را شیعه نام کرده است ، باید به عشق
و معنویت معصومین علیهم السلام آراسته باشد.
متأسفانه بعضی از آداب ها وسنت ها ، چه مذهبی و چه غیر مذهبی ، که در بین بعضی از
شیعیان رائج است و خیلی سرسختانه هم عمل می شود . دروغ و اشتباهی بیش نیست وبا
اسلامی که یپامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم آورده است، و مذهبی که ائمه ء ِمعصومین
گفته اند، هم گره نبوده و هیچ وقت هم نخواهد بود.بعضی از حرکات و اعتقادات ورسمها
،نشان از زمان جاهلیت را داراست ، که میتوان با تغییرات آنها ،آداب ها و رسم های غلط و
اشتباه ر ا، به سنت های منطقی وعقل پسند، در جامعه ای اسلامی رواج داد. و با این کار
به زیبائی های جامعهءاسلامی ومذهب شیعه نیزافزود.تازمانی که فعالیتهای سنتی ومذهبی
که با روشهای غلط واشتباه در بین مردم با هر دلیل و منطقی که بصورت نا آگاهانه رایج
باشد به هیچ زمان و در هیچ مکان به پیشرفت و ترقی دین مبین اسلام و تمامی مذاهبهای
که در زیرشاخهء آن دین باشند کمک نخواهد کرد.
امروزه یکی از مذاهب های منطقی وعقلی ودلیل پسند، و مذهبی که در این جهان آشفته و
نا بسامان بتواند پیروانش را از سردرگمی نجات بخشد،و به ساحل امن وآرامش برساند،
و مذهبی که درد نیای نو بتواند جامعه ای اسلامی را به طرف آرامش وآسودگی خاطر از
جهت امنیًت فکری وروانی ، هدایت و رهبری کند مذهب شیعهءِ اِثنا عشری می باشد.
آداب و سنت جامعه باید در جایگاهی باشد که عمل نمودن به آن منطقی و دین گراء باشد
وبتواند دیگران را که در مذاهب های دیگر رایج جهان بسر می برند را به خود جلب کرده
و روز به روز عاشق وشیفته خود سازد ،و به یاران خود هم بیافزاید. و به تواند دیگران را
هم به زیبائی ها ی،مذهب خود جذب کرده وحرف حساب برای گفتن داشته باشد، یعنی دلیل
و برهانی داشته باشد برای بهتر بودن مذهب از مذاهبهای دیگران، بیشک آداب وسنت های
هر مذهبی یا هرقومی که در جهان امروزی که عصرتکنولوژی و پیشرفت تمدنها می باشد
بهتر می تواند در جلب نظردیگران ، جهت پیوستن به دین ومذهب مأثر باشد.
قرنی که مادر آن زندگی می کنیم ، قدرت یک کشوری که پرچم تشیع را به دوش می کشد
باید در چند مورد به حدّی قوی و قدرتمند باشد که بتواند کشورهای ضعیف و مسلمان را به
دور خود جمع کرده تا اتحاد گروههای مسلمین را فراهم نماید.
چنین کشوری باید درنظام: اقتصادی ،فرهنگی،علمی ،هنری ،نیروی انسانی دانشگاهی قدرت
نظامی و انتظامی قوی،دولت متخصص،مجلس ملی با سواد،قوه قضائیه نیرومند،وازهمه آنها
اینکه اتحاد ملی وامنیت اجتمائی ،سیاسی وامنیت غذائی پایداری داشته باشد. تا بتواند مهم تر
درصورت لزوم و به موقع ازهر کدام استفاده لازم را به انجام برساند.

مذهب تشیع درنزد ایرانیان
پیدایش وآغازتاریخچه مذهب تشیع درایران به اوئل اسلام وسرآغازشکل گیری مذهب تشیع

در آن برمی گردد ، که نمونه آن سلمان فارسی ره بود، واسلام آوردن ایرانیان ادامه داشت،
و به تبعیت ازسلمان فارسی اکثراًشیعه و پیرو حضرت علی علیه السلام می شدند. اتفاقی که
درجنگ اعراب وایرانیان روی داد و به اسارت رفتن عده ای از زنان و دختران ایرانی توسط
ارتش اعراب به وجود آمد ودرمیان اسیران دختران و زنان بزرگان ایران نیز بودند،حکومت
اعراب قصد فروش آنها را هم به عنوان کنیز داشت ،وجلوگیری حضرت علی علیه السلام از
فروش دختران یزد گرد به عنوان کنیزهمانند دیگراسیران وانتخاب یگی ازدختران یزگرد را
به عنوان عروس خانواده نبوت و امامت و همسری برای حضرت امام حسین علیه السلام ،
وبا انتشاراین خبردرمیان ایرانیان علاقه آنها را نسبت دین اسلام و پیروی از حضرت امام
علی علیه السلام بیشتر کرد.
و بعد ازآنروی داد مهم گرایش ایرانیان به مذهب تشیع روز بروز بیشترشدوگسترش یافت.
و اما اوج شکل گیری مذهب تشیع در ایران با ظهور آل بویه در قرن چهارم هجری قمری
مشخّص و چشم گیر بود.و در این قرن مذهب تشیع دراهواز وسواحل خلیج فارس بسیار
رواج داشت، ازقرن پنجم تا اواخر قرن نهم،شیعه باهمان افزایش که درقرن چهارم درحال
افزایش بود ادامه یافت . و پادشاهانی که مذهب شیعه داشتند و از ترویج آن نیز حمایت می
نمودند درطول حکومت خود برای گسترش و فرا گیر شدن مذهب تشیع نیز به هر وسیلهءِ
ِممکن مبارزه و جدال مینمودند تابه هروسیله ممکن که لازم وضروری بود روال گسترش
مذهب شیعه ادامه داشت، تا با ظهور مغولها درسال ششصدونودوچهارهجری که سلطنت
ایرانیان به غازان خان مغول ( نام اسلامی اومحمود بود)رسید.چون سلطان محمودمغول
علاقه ای خاصی به اهل بیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نشان می داد مذهب بحق
تشیع ظاهرترگردید. و بعد وفات او درسال هفتصدوهفت سلطنت به محمد شاه خدابنده
رسید.او برادرغازان بود که درزمان اومذهب شیعهءِ اِثناعشری.۷٫درایران بمقدار زیادی
مورد توجه قرارگرفت،میتوان گفت که مذهب شیعه درایران کاملاً رسمیت یافت و این به
مباحثه ای که بین علامه حلی عالم بزرگوارشیعه باعلمای تسنن داشت مربوط میباشد.۸
و بعد از این نیز درمسیر مذهب تشیع جریاناتی بوجود آمد که قابل نقل است . مثلاً در
تاریخ نهصد وشش هجری جوان سیزده ساله ای از خاندان شیخ صفی اردبیلی:متوفای
هفتصد وسی وپنچ ) که از مشایخ طریقت درشیعه بود با سیصد نفراز درویشان که از
مریدان پدرش بودند به منظور ایجاد یک کشور مستقل شیعه نشین در اردبیل قیام کرد
و با پادشاهان محلی به جنگ پرداخت و موفق شد ایران قطه قطه شده را به شکل یک
کشور درآورد ،و مذهب شیعه را درقلمرو حکومت خود رسمیت دهد و تاپایان حکومت
پادشاهان صفوی وضعیت مذهب شیعه نیز در حال گسترش و پیش رفت بود ، و این
تا امروز که به تاریخ هزارو چهار صد وسی و شش هجری قمری را سپری می کند
ادامه دارد .مذهب تشیع اثناعشری امروزدرکشور جمهوری اسلامی ایران رسمی ترین
مذهب حکومتی است ، مذهب شیعه اثناعشری در میان مذاهب های دیگرجهان ودرمیان
دیگرمذهب های شیعه: «شیعه اسماعیلیه،شیعه زیدیه ،و انشعابات آنها وغیره»برای خود
سنت وآداب های پشندیده ونوگرائی دارد ،که اگربه نحو احساً دربین شیعیان به آن عمل
شود می تواند دیگران را به معرفت الهی نزدیگ نماید ، و سبب رشد و ترقی اخلاق نیک
انسانی و پرورش روحیهءِ جوان مردی را در جامعه ای اسلامی گسترش داده و موجب
نزدیگی مخلوق با خالق باشد ، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر مبعوث شده اند ، تا
انسان مرز بین حق و باطل را بشناسد،مرزی که تعیین کننده مسیرآدمی جهت رسیدن
به بهشت و جهنم است، و حق اسلام همان پیروی از مذهب راستین تشیع اثناعشری
می باشد.
قمه زنی وتیغ زنی
متأسفانه عده ای ازشیعیان سهواً یاعمداً کارهائی را انجام می دهند که زیاد خوش آیند
نیست وبه ضررمذهب تشیع نیز میباشد،به جرعت می توان گفت آدابها وسنتهای اشتباه
وغلط هرمذهب دژ محکم وسدّی است برای گرایش دیگران به آن مذهب،درمذهب شیعه
نیز قمه زنی و تیغ زنی که دردههِ اول محرم ودر روزعاشورا انجام می دهند ازسنتهای
نا پسند است که اصل و ریشه تاریخی ندارد و این کار خلاف اسلام از کجا بدعت شده
معلوم نیست وعده ای که این عمل خشن ونا پسند را که به تبعیت از پدر و یا پدر بزرگ
یا دیگران انجام می دهند بسیارزشت و عمل ناثواب است.
این گروه از شیعیان که برای کار خلاف خود هیچ توجیهی منطقی هم ندارند، و به هیچ
یک ازشاخه های مذهب شیعه هم نمی توان وابسته دانست، و بر خلاف احکام وشریعت
و به ضرر دین مقدس اسلام نیز می باشد . کار این گروه ازشیعه برای پیشرفت مذهب
تشیع نگران کننده و خطر ناک بوده و مذهب اثناعشری را یک مذهب خشن و خشونت
طلب نشان داده وباعث میشود دیگران به شخصی که دارای مذهب تشیع است با چشم
یک انسان خون ریز وشرور نگاه کنند.
شاید عمل این گروه درنظرخودشان درست بوده باشد،حتی درنظربعضی ها به گونه ای
باشد که کارآنهارانوعی فداکاری نشان دهد.وشخص قمه زن یا تیغ زن را جان نثارامام
حسین علیه السلام بدانند،واین گروه ازشیعیان برای کارغیرمذهبی وخلاف شریعت خود
فلسفه بافی کرده تا در نظر دیگران به صورت یک عمل نیک و نوعی فریضهِ دینی نیزبه
قبولانند . بدون اینکه توجهی به مصلحت زمان و حساسیت های که دیگران به اسلام
نشان می دهند داشته باشند،به کارنا شایسته خود ادامه می دهند ونه تنها به توصیه های
علمأ و خیر اندیشان اسلام گوش نمی کنند، بلکه باخود نیزجهل کرده آگاهانه و ناآگاهانه
برکارخود پا فشاری می کنند، پس اسرار این گروه بر کار خلاف وغیر اصولی خود گناه
صغیره ،و تکرار گناه صغیره منجربه گناه گبیره می شود، و کار این گروه از شیعیان
جزو گناهان گبیره می باشد.
امام حسین علیه السلام نه تنها خرافات پسندی را توصیه نکرده بلکه نهی از خرافات
جزو اهداف امام حسین علیه السلام بود . خرافات در آئین مقدس اسلام یعنی بدی ها و
زشتی ها ، منکرات وهرآنچه به ظاهر و باطن دین انسان آسیب برساند، و با عمل به آن
دین به صورت خشن جلوه کند تا این که گرایش دیگران به دین مقدس اسلام و مذهب
تشیع می باشد. امام درخروج ازمدینه به مکه و از مکه به کربلا وتا آخرین لحظه شهادت
مردم را امر به معروف و نهی از منکر دعوت می کرد ، و یکی از عوامل مهم قیام امام
حسین علیه السلام به این خاطر بود که شریعت و احکام پیامبر جد بزرگوارش جناب
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله ازبین می رفت و جای حق را باطل پرمی کرد
و بدعت های خلاف اسلامی و قرآنی را به وجود می آوردند، و امام هم در چنین زمانی
برای اسلام تازه کار احساس خطرکرد وتصمیم گرفت با خارج شده گان از دین اسلام
به مبارزه بر خیزد ، که البته حدیث و گفتار حضرت رسول اگرم (ص) صاحب دین و
دیانت فرموده بود { چون بدعت ها آشکارشدند درامت من ، باید عالم خود را آشکارکند،
وهرکه نکند براو باد لعنت خدا}.۹٫
و چنین بود که امام حسین علیه السلام آشکارشد و قیام کرد.
لازم است علمای اسلام بدانند که یکی از بدعتهائی که آشکارشده است و به عنوان یک
عامل خطرناک جلوی رشد وپیشرفت مذهب تشیع را گرفته همان کارقمه زنی وتیغ زنی
است که برای تبلیغ و سوء استفاده دشمنان از مذهب تشیع کافی وکامل می باشد و به
همراه چندین خرافات دیگر است که در دهه اول ماه محرم ودر بعضی ازفرقه ها درروز
اربعین و دیگرروزهای ماه صفر نیز انجام می گیرد،باید به طور قاطع مبارزه کرد.
امروزه دردنیای اسلام وتشیع علمای باسواد، علمائی که می توانند با قدرت علم خویش
وبادلایل ومدارگ علمی فرقه های خرافه پسند راقانع وبه مسیرهمیشه روشن ومستقیم
مذهب تشیع راهنمائی نمایند.
فرقه ها و گروه های که در کارهای خلاف مذهب تشیع کام برمی دارند بدانند که با این
کارها خون امام حسین علیه السلام و یارانش را پاس نمی دارند که هیچ و با کارهای
ناشایسته وناثواب خود اهداف عاشورا وعاشورائیان را زایع می کنند، عالمان منبری و
مداحان حسینی باید توجه داشته باشند که عاشورا برای آن است که ما شیعیان راه و
هدف حسین ابن علی علیه السلام را بهتربشناسیم و با اهداف او آشنا شویم، پس بیائید
درکربلا هر اتفاقی افتاده است بگوئیم، و هرآنچه نبود بگذاریم تا به فراموش شده گان
تاریخ به پیوندند ، پس به جرعت میتوان گفت که قمه زنی و تیغ زنی عمل نا ثواب است
وازجهت فقهی هم فقهای اسلام خوصاً فقهای شیعه اکثراً به یک نظر ضربه زدن شخص
به خود را که ایجاد سیاهی یاکبودی یا که ایجاد زخم کند، حرام می دانند.
و حرام است هر کس که خود را به هر وسیله ای زخم بزندویا خون بریزد حتی در روز
عاشورا باشد . و ممکن است بچه ای ر ا که به سن بلوغ نرسیده است و هنوز جهت
تشخیص راه ثواب را از ناثواب نمی داند و به بلوغ فکری نیز نرسیده است سرش را با
تیغ یا قمه زخمی می کنند دیه واجب باشد . به فرموده خداوند متعال: دیه گفاره گناهان
است، پس اگرکاراین گروه ازشیعیان گناه است چرا برای گناه کردن پا فشاری می کنند
چرا به نظرعلما و مجتهدین توجه نمی کنند، آیا اگر عمل این گروه از شیعیان گناه باشد.
در روزقیامت به امام حسین علیه السلام چه جوابی خواهند داد؟

اگرقمه زنی عمل ثواب بود ائمه پیش قدم می شدند
درنگاهی گذرا به تاریخ و بررسی آثارعلمای بزرگ و عالمان دین آنهائی که در نوشتن
تاریخ باکمال حقیقت مداری قلم زده اند و به راستی سخن حق را گفتند ،وبیان کرده اند،
آشکارمیشود ائمه اطهار از همه ای عالمان داناتر، و ازهمه ای حاکمان حاکمتر بوده اند.
و شناخت آنها خدا را از همهء خداشناسان بیشتر، وعلم آنها چنان بود که به امام محمد
باقر علیه السلام باقرالعلوم لقب داده اند، یعنی صاحب علمها وکمالات الهی، و به جرعت
می توان گفت که ائمهء ِ ما در ردیف پیامبران صاحب کتاب وحتی بالاتر ازآنها نیز بوده
ومی باشند. احادیثی که از امام جعفرالصادق علیه السلام صادرشده است باب علمیست
برای بشریت، مکتب امام صادق علیه السلام دانشگاهی است که نیاز به معرفی ندارد.
شاگردان امام دانشمندانی هستند که امروزی با نام پرفسور معروف می شوند . با این
مقدمه می گوئیم که اگرقمه زنی وتیغ زنی عمل نیگ و با ثوابی بود و به پیشرفت اسلام
ومذهب اثنی عشری لازم، حتماً آنها هم می توانستند در این کارهاازهمه ما جلوتر رفته
تا درکار خیر شریک باشند. امام باقرعلیه السلام که شخصاً واقعه ای عاشورا را درگ
کرده بودوپنجاه وسه سال هم بعد ازعاشورا عمرکرد وبهترازهمه می توانست راه ثواب
را از راه خطا تشخیص بدهد چرا کارقمه زنی را انجام نداد ؟ یابه دیگران سفارش انجام
چنین کاری را نکرد ؟ یا امام جعفر الصادق علیه السلام که در زمان خود بزر گترین
دانشگاه علوم اسلامی ،علم و دانش را دایرکرده بود و دانشمندان بزرگ و صاحب علم
را به جامعهء اسلامی پرورش وتعلیم داده بود، نه خودش کارقمه زنی را انجام داد! نه به
دیگران سفارش کرد که چنین کارهائی را انجام دهند ؟ آیا کسی می تواند بگوید که کار
قمه زنی و تیغ زنی ازطرف یگی از امامان معصوم یا اولاد آنها به کسی سفارش شده
است ؟ البته هیچ کس نمی تواند چنین عده آیی داشته باشد، زیرا ائمه نه تنها کارخلاف را
انجام ندادند بلکه دیگران را هم به چنین کارهای خلاف اسلام سفارش نکرده اند باید توجه
داشت که انسانهای خطا کار و خرافه پسند برای کارهای غیر اصولی خود دلیلها و منطقها
می آورند،که درواقع دلیل هیچ کدام یک هم عقلی وهم برهان علمی نداشته ومدرک محکمی
نیزدرتوجیح کارخود ندارند.این نکته مهم راباید درنظرداشت که انسان خرافه پسند،وخلاف
کارقبل ازاینکه عمل خلافی را مرتکب شده باشد برای کارغلط وخلاف خودفلسفه بافی می
می کند تا کارخود را در نظردیگران به طورمنطقی نشان داده باشد وتا میتواند نظردیگران
را برای کارخود جلب کند.
بشر ذاتاً با خرافات و خرافه پسندی مخالف است، و هر انسانی که ایمان به وحدانیت ذات
مقدس خداوند متعال،وبه پیامبری حضرت رسول اگرم جناب حضرت محمد مصطفی صلی
الله علیه وآله وسلم دارد ، بیشتراز دیگران بااعمال خلاف مذهب تشیع مخالفت می کند چون
زمانی که مردمان دیار عرب غرق در بت پرستی، میع گساری، شهوترانی،زنده بگورکردن
دختران ، غرق در جهل و خرافه پسندی بودند ، خداوند متعال رحمت خود را
جهت زدودن و ازبین بردن تمام بدی ها ، وخرافه پسند ی ها، حضرت محمد صلی الله علیه
و آله را به پامبری مبعوث کرد و جهاد علیه جهل و نادانی به رهبریت جناب رسول اعظم
صلی الله علیه وآله واولاد پاکش ، وبعداز آنها توسط شیعیان مخلص وفداکار ادامه یافت و
هنوزهم به رهبریت امام عصر حضرت مهدی موعود(عج)وعالمان دانا،ودانشمند، مجتهدین
عالی مقام ، و به رهبریت حضرت ایت الله سید علی خامنه ای ادامه دارد.
مکتب امام حسین علیه السلام مملو از عرفان است ، که شناخت خدا ، نزدیگی به معبود بی
همتا، عمل به واجبات الهی ، دوری از گناه ، باعشق زندگی کردن،محبت کردن به پدرومادر،
دوست داشتن وخدائی شدن وبه خدارسیدن،پیرواهل بیت رسول شدن،وشیعه مخلص بودن
وغیر…که از حوصله این نوشته بیرون است از آثار چنین مکتبی است.
آری این مکتب مکتب انسان سازی است،که تربیت شده گان آن همواره باعزت و با شرافت
زندگی می کنند،و به هیچ ظالمی وبه هیچ دیکتاتوری سر خم نمی کنند مگرخدا وائمه اطهار.
بارخدایا مارامسلمان واقعی وشیعه ای حقیقی بگردان،ودروقت جان دادن باشیعیان مخلص
آل علی علیه السلام محشور بفرما.وحضور پربرکت شان را به وقت جان دادن برسربالین
مان حاضر، وشفاعتشان را برما نائل بفرما، ودر دیار باقی شفیع مان گردان .
و پرونده اعمال مان را از خرافات و خرافه پسندی محفوظ بفرما . آمین یا رب العالمین.
منابع ومآخذ
۱_سوره اسراء آیه ۹
۲_سوره رعد آیه ۱
۳_سوره مائده آیه ۳
۴_سوره آل عمران آیه ۱۳۲
۵_الفاضلیه در رد عقاید و ادیان ج ۲ص۵۷،سید یوسف فاضل
۶_ترجمه مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۲۷ص۲۱۸
۷_اثناعشری: دوازده امامی
۸_برای مطالعه بیشتر به کتاب حدیقه الشیعه مراجه شود
۹_اصول کافی ج ۱ کتاب فضل علم باب بدعتها و حکم به رای قیاس

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *